Welcome To Java Script Code
JavaScript Codes|
تنهاییم را با تو قسمت میکنم سهم کمی نیست. گسترده تر از عالم تنهایی من عالمی نیست.
|
سلام
وبلاگ من تغییر کرد
از این به بعد خوشحال می شم به اون وبلاگ سر بزنید و نظر هم یادتون نره
برای رفتن به اون وبلاگ اینجا را کلیلک کن

v آموخته ام که تونباید خودت را با بهترین کارهایی که
دیگران می توانند انجام دهند مقایسه کنی، بلکه خود
را با بهترین کارهایی که خودت می توانی انجام
دهی، مقایسه کن.
v آموخته ام که آن چه روی می دهد چندان مهم نیست،
مهم کاری است که موقع روبه رو شدن با آن کار
انجام می دهیم.
v آموخته ام که زمان زیادی نیاز است تا من تبدیل شوم
به آن شخصی که آرزویش را دارم .
v آموخته ام که تو همیشه باید به افرادی که دوستشان
داری عشق بورزی، زیرا شاید امروز آخرین باری
باشد که آنان را ملاقات می کنی.
v آموخته ام که تو می توانی راه های زیادی را
برای رسیدن به هدفت امتحان کنی، زمانی که فکر
می کنی دیگر قادر به ادامه نیستی.
v آموخته ام که ما در برابر آن کاری که انجام
می دهیم مسئول هستیم.
v آموخته ام که یا تو رفتارت را کنترل می کنی و یا
رفتارت تو را کنترل می کند.
v آموخته ام که انسان های قهرمان، کسانی هستند که
وقتی نیاز به انجام کاری باشد بدون توجه به نتیجه آن
تمام سعی خودشان را می کنند.
v آموخته ام که من به همراه بهترین دوستم می توانیم
هرکاری انجام دهیم یا هیچ کاری انجام ندهیم ولی
بهترین زمان را داشته باشیم.
v آموخته ام که گاهی اوقات از کسانی که انتظار داری
در هنگام شکست تو را یاری کنند، سخت ترین ضربه
را خواهی خورد.
v آموخته ام که گاهی اوقات حق دارم عصبانی شوم،
اما این حق را ندارم که ظالم و ستمکار شوم.
v آموخته ام که هر چه اتفاق می افتد یا هرچه قدر
امروز بدیوم باشد، زندگی می گذرد و فردا روز
دیگری خواهد بود.
v آموخته ام که در مورد سه چیز: یک روز بارانی،
کیف گم شده و چراغ های یک جشن می توانی ساعت
ها با کسی صحبت کنی.
v آموخته ام که بدون توجه به نیاز های فعلی با
والدینت، بعد از آن که برای همیشه با زندگی وداع
گفتند، دلتنگشان خواهی شد.
v آموخته ام که(زنده بودن) با (زندگی کردن ) بسیار
متفاوت است.
v آموخته ام که زندگی هرازگاهی یک شانس دومی
جلوی پایت می گذارد.
v آموخته ام که همیشه دست گیرنده نداشته باشم بلکه
گاهی دهنده و برگرداننده باشم.
v آموخته ام که هرگاه با دلی زلال و روشن تصمیم
گرفتم، تصمیم درستی بوده است.
v آموخته ام که حتی وقتی در بیماری و رنج به سر
می برم تنها من نیستم.
v آموخته ام که همه دست نوازشگر را دوست دارند،
پس دست نوازشگر خود را از کسی دریغ نمی کنم.
v آموخته ام که هنوز چیزهای زیادی باید یاد بگیرم.
v آموخته ام که مردم آن چه را که از تو شنیده اند یا در
حقشان انجام داده ای فراموش می کنند، اما هرگز
احساسی را که در دلشان برانگیخته ای از یاد
نمی برند.
نگرش بیش از شایستگی
شاد بودن، با کسی که با او هستی
پروردن جسم، ذهن و روح
کشف این که بهشت در درون ماست
پذیرفتن ناشناخته ها با آغوش باز
روبه رو شدن با ترس
دهش، بدون در یاد ماندن
حال و این جا، در لحظه بودن.
در درون شما، نه در مردم،جاها یا چیز ها
سفر کردن از مغز به دل
دانستن این که عقاید شما تجاربتان شما را می سازد
رها کردن و با جریان یکی شدن
ایجاد فرصت برای خانواده، دوستان و گذشت
هرگز و به هیچ وجه از دست ندادن امید ها و آرزو ها
گشودن قلبتان به روی امکانات عالی
ذوق و شوق، سرزندگی و آرامش ذهن
زمان سکوت، کلیدی به زندگی الهام انگیز
دریافت، بدون از یاد بردن
جست و جوی پاسخ ها
اعتماد کردن به زیبایی احساس ها و نیازهایتان
درک این که آن چه بهتر از آن نمی توانید، همیشه کافی است
همساز کردن رقصتان با سرنوشت
میل به یاد گرفتن از هرآن چه اتفاق می افتد
ابراز خود، قهرمان داستان خود بودن
زندگی با اشتیاق، عشق و خنده
v پیش از آن که از غذایی که خوردید ایراد
بگیرید، به آن کسی بیندیشید که چیزی برای
خوردن ندارد.
v پیش از آن که از همسرتان گله کنید، به آن
کسی بیندیشید که گریه کنان در پیشگاه خدا زانو
زده و از او مونسی می خواهد
v پیش از آن که از فرزندتان انتقاد کنید، به آن
کسی بیندیشید که در آرزوی بچه دار شدن
می سوزد و راه به جایی ندارد
v پیش از آن که از کثیفی خانه و از اینکه کسی
در کار نظافت و رفت و روب کمک حال شما
نیست شکایت کنید، به آن کسی بیندیشید ک
ه سرپناهی جز خیابان ندارد
v پیش از آن که از زیادی مسافتی که رانندگی
کرده اید شکایت کنید، به آن کسی بیندیشید ک
ه همان مسیر را با پای پیاده می آید
v و آن هنگام که خسته اید و ناراضی از شغلی
که دارید، به آن کسی بیندیشید که بیکار یا معلول
است و در آرزوی شغلی مثل شغل شماست
v اما پیش از آن که انگشت اتهام را به سوی
کسی نشانه بروید، به خاطر بیاورید که همه ی
ما گناه کاریم و در نهایت همه ما باید جوابگوی
یگانه خالق قادر باشیم
v و آن هنگام که به واسطه داشتن افکار مزاحم
و آزار دهنده سخت اندوهگین هستید، لبخندی
زده و خدا را شکر کنید که هنوز زنده و در
تکاپو و تلاش
زندگی کن...
از آن لذت ببر...
شکرانه اش را بجا آور...
و اهداف زندگی ات را به تمامی جامه عمل بپوشان.
تو باغ و گلشن منی ، تو بهترین بهانه ای
تو عشق جاودان من ، تو ماه آشیان من
تو ساز من ، تو سوز من ، تو بهترین یگانه ای
کلام دل حلاوتی ، پیام دل بشارتی
به هر کجا که بنگرم ، تو بهترین جوانه ای
به کوه و دشت و بوستان ، به ماه و اختر و زمان
تو عشق جاودانه ای ، تو بهترین جوانه ای
شکوه آرزوی من ، اگر ببار نیاورد
تو ای نهال آرزو ، تو بهترین جوانه ای
تو پاره تن منی ، تو عشق جاودان منی
پرنده دل مرا تو به
ترین ترانه ای ...
بنال ای بی کسی که من غم دارم امشب
نه دلسوز و نه هم دم دارم امشب
دلم زخم است از دست غم یار
هم از غم چشم مرحم دارم امشب
چو عصری آمد از در گفتم ای یار
همه عیشی فراهم دارم امشب
ندانستم که بودم شام غمگین
به نام روز خرم دارم امشب
برفت و کوره ام در سینه افروخت
ببین آه و ماتم دارم امشب
به دل جشن و عروسی وعده کردم
ندانستم که ماتم دارم امشب
اگر روئین تنی باشم به همت
غمی همتای رستم دارم امشب
غم دل با که گویم شهریارا
که محرومش ز محرم دارم امشب

در این زمانه ی تاریک ، قلبم اسم تو را فریاد می کند
دستانم را بگیر
دستانی که ناباورانه وجودت را ملتمسند
عشقت را دریغم مکن
بگذار بی پروا فریادش کنم
ابر ها را کنار بزن
بگذار گرمای وجودت را بار دیگر در خورشید
جستجو کنم
ای همیشه با من
می دانم که می دانی
وجودت را بی صبرانه به انتظار نشسته ام
دستان فرشتگان کوچک زمینی ات را می فشارم
شاید تو را نیز ...........
همیشه بمان با من
که تو را هر لحظه بیشتر از لحظه ی گذشته محتاجم
زمین را به خاطر بسپار
بگذار دست در دست یکدگر
به آسمان ها پرواز کنیم.

خدایا
به من زیستنی عطا کن ،
که در لحظه ی مرگ
به بی ثمری لحظه ای که برای زیستن گذشته است حسرت نخورم.
و مردنی عطا کن
که در بیهودگی اش سوگوار نباشم.



پرنده های قفسی عادت دارند به بی کسی
عمرشونو بی همنفس کز می کنند کنج قفس
نمی دونند سفر چيه
عاشق دربه در کيه
هر کی بريزه شادونه فکر می کنند خداشونه
يه عمره بی حبيبند
با آسمون غريبن
اين همه نعمت اما
هميشه بی نصيبن
چه می دونن به چی ميگن ستاره
چه می دونن دنيا کيا بهاره
چه می دونن عاشق می شه چه آسون
پرنده زير بارون
تو آسمون نديدن خورشيد چه نوری داره
چشمه ی کوه مشرق
چه راه دوری داره
قفس به اين بزرگی
کاشکی پرنده بودم
مهم نبود پريدن
ولی برنده بودم
فرقی نداره وقتی
ندونی و نبينی
غصت ميگيره وقتی می دونی و می بينی
چه می دونن به چی ميگن ستاره
چه می دونن دنيا کيا بهاره
چه می دونن عاشق می شه چه آسون
پرنده زير بارون
پرنده های قفسی
عادت دارن به بی کسی

سلام
بعد یه مدت بازم اومدم
اومدم تا دوباره سلام کنم
اومدم چون دلم واسه ی همه ی اون هایی که باهام بودند تنگ شده بود
از این به بعد من منتظر حرف های قشنگتون هستم
دوستون دارم

وای اگه کسی دست تو رو بگيره من پيش کی فرياد بزنم که زندگيمو ازم گرفتن/ꑿᇋỐᇋ__اشعار%20عشقولانه__ᇋỐᇋ%20ꑿ_files/sxf0pc.gif)
اگه يه روز سرت رو شونه کسی باشه به کی بگم دارم می ميرم/ꑿᇋỐᇋ__اشعار%20عشقولانه__ᇋỐᇋ%20ꑿ_files/sxf0pc.gif)
اگه يه روز نگات تو نگاه کسی باشه به کی بگم که خورشيدمو گرفتن/ꑿᇋỐᇋ__اشعار%20عشقولانه__ᇋỐᇋ%20ꑿ_files/sxf0pc.gif)
اگه من با تو نباشم به کی بگم که نهايت عجزم.به کی بگم همه عشق من نصيب کسی ديگه هستش وکمرم داره ميشکنه/ꑿᇋỐᇋ__اشعار%20عشقولانه__ᇋỐᇋ%20ꑿ_files/sxf0pc.gif)
به کی بگم هيچ کس مثل من قدرشو نمی دونه.هيچ کس مثل من دوسش نداره
باور کن با همه وجود سعی کردم بهت بفهمونم که ديوونتم که دوست دارم که من بيشتر از همه قدر تو رو ميدونم/ꑿᇋỐᇋ__اشعار%20عشقولانه__ᇋỐᇋ%20ꑿ_files/sxf0pc.gif)
ولی عشق من يه جاده يه طرفست که می خوام تا آخرش برم حتی اگه به مرگم ختم بشه/ꑿᇋỐᇋ__اشعار%20عشقولانه__ᇋỐᇋ%20ꑿ_files/sxf0pc.gif)
ديروز خيلی برات دعا کردم .خواستم تا همه درد تو رو به من بده تا تو با هر کسی که می خوای راحت و خوشبخت بشی/ꑿᇋỐᇋ__اشعار%20عشقولانه__ᇋỐᇋ%20ꑿ_files/sxf0pc.gif)
ياد تو هميشه همراه منه/ꑿᇋỐᇋ__اشعار%20عشقولانه__ᇋỐᇋ%20ꑿ_files/sxf0pc.gif)
تو فرشته روشنی شبهای تاريک منی که از من خيلی خيلی دوری/ꑿᇋỐᇋ__اشعار%20عشقولانه__ᇋỐᇋ%20ꑿ_files/sxf0pc.gif)
اما/ꑿᇋỐᇋ__اشعار%20عشقولانه__ᇋỐᇋ%20ꑿ_files/sxf0pc.gif)
دلامون خیلی به هم نزدیکه/ꑿᇋỐᇋ__اشعار%20عشقولانه__ᇋỐᇋ%20ꑿ_files/sxf0pc.gif)
خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــیلی/ꑿᇋỐᇋ__اشعار%20عشقولانه__ᇋỐᇋ%20ꑿ_files/sxf0pc.gif)
دوست دارم/ꑿᇋỐᇋ__اشعار%20عشقولانه__ᇋỐᇋ%20ꑿ_files/sxf0pc.gif)
/ꑿᇋỐᇋ__اشعار%20عشقولانه__ᇋỐᇋ%20ꑿ_files/vndlpx.gif)
اگه تا روز قیامت ، داشتنت نباشه قسمت
چشم به راه تو می مونم، با دلی پر از صداقت
اگه با اشکای گرمم، دل سنگ برام بسوزه
اگه جسم من بپوسه، بعد دنیا ی دو روزه
اگه نقش قصه ها شی، مه روی قله ها شی
بری و از من جدا شی، اگه باشی و نباشی
نه فقط عاشق هستم، مرحمی رو قلب خستم
این تویی که می پرستم، سر سپرده تو هستم
اگه جای تو به این دل، همه دنیا رو ببخشم
میگذرم از هر چه دارم، اگه باشی عاشق من
اگه زنجیره به پاهات، اگه قفل . اگه سر بند
می رسم هر جا که هستی، به تو و عشق تو سوگند
اگه باشی تاجی بر سر ، یا که از ذره ای کمتر
دل من داغ تو داره، تا ابد تا روز آخر
نه فقط عاشقت هستم، مرحمی رو قلب خستم
این توئی که می پرستم، سر سپرده تو هستم
اگه پای قلب تبدار، بشم از عشق تو بیمار
یا وجود عاشقم رو ، ببرم تا چوبه دار
اگه زندگیم فنا بشه، طعمه خشم خدا شه
یا که در حسرت عشقت، روحم از بدن جدا شه
باز هم عاشقت هستم
/ꑿᇋỐᇋ__اشعار%20عشقولانه__ᇋỐᇋ%20ꑿ_files/qphxzb.gif)
اشک آن شب، لبخند عشقم بود
قصه نیستم که بگویی، نغمه نیست که بخوانی، صدا نیستم که بشنوی
یا چیزی چنان که ببینی ، یا چیزی چنان که بدانی
من درد مشترکم، مرا فریاد کن!
درخت با جنگ سخن می گوید، علف با صحرا، ستاره با کهکشان،
و من با تو سخن می گویم.
نامت را به من بگو، دستت را به من بده، حرفت را به من بگو،
قلبت را به من بده!
من ریشه های تو را دریافتم، با لبانت برای همه ی لب ها سخن گفتم
و دستانت با دستان من آشناست.
در خلوت روشن با تو گریسته ام،برای خاطر زندگان،
و در گورستان تاریک با تو خوانده ام زیباترین سرود ها را ،
زیرا که مردگان این سال عاشق ترین زندگان بودند.
دستت را به من بده، دستان تو با من آشناست.
ای دیر یافته با تو سخن می گویم.
به سان ابر که با طوفان، به سان علف که با صحرا،
به سان باران که با دریا، به سان پرنده که با بهار،
به سان درخت که با جنگل سخن می گوید.
زیرا که من ریشه های تو را دریافته ام.
زیرا که صدای من با صدای تو آشناست.
/ꑿᇋỐᇋ__اشعار%20عشقولانه__ᇋỐᇋ%20ꑿ_files/e9cadv.gif)
به نام معشوق حقیق که وفایش ازلی و ابدی است.
اگر او را ببینم به او می گویم که قدم های سبز تو معنی فراموش شده ی زندگی است.
به او می گویم که من عشق را در تبلور چشمان تو می جویم آنگاه که فواره های نجابت را سرنگون میبینم. به او می گویم، پرواز را به خاطر آور، پرواز با شکوه اصالت را در محوری که واقعیت را به حقیقت تبدیل می کند. اگر او را ببینم به او می گویم که بر کوه، نقش تو را تصویر خواهم کرد . ای فاتح نجیب خانه ی خورشید، من بر تو می نگرم. وقتی با تمام غرور سکوت را شکستم و گفتم فاتحانه از قلب شب ها می گذرم به این امید بود که خانه ی خورشید را بیابم. هنگامیکه به عظمت دست ها و حزن شب ها پی می برم ، دیگر از خفتن هراس دارم. چون می دانم که فانوس من نمی تواند خانه ی خورشید را چراغانی کند. اگر او را ببینم به او می گویم کلامت چه لطیف و چه مبهم و چه زیباست، زیباتر از تمام شعر هایی که تا به حال خوانده ام و سوگند می خورم به قلم و آن چه که می نویسد: ای آشنای قدیمی، ای بانگ پر طنین رهایی، ای که فاتحانه گذر می کنی از ظلمت و سیاهی شب ها من با این امید که خانه ی تو را در بیکرانه آبی نیلی پیدا کنم زنده ام و به او خواهم گفت در انتظار صبح امیدم، در انتظار طلوع پر افتخار و بی تو ای شمع شب تاریکم ، عاشقی غمزده و تنهایم . منم آن مرده که چنین سرگردان اندرین وادی ناکامی ها به هر سو می شتابم تا بیابم یاری تا بگیری دستم تا بگیرم دستت. از این جا یا تو می گویم سخن از بی نهایت عمق تاریکی، از این جا با تو می گویم سخن زیباتر از زیبا ، کلامم آلوده نیست و رنگی از نیرنگ ها در آن نیست. نمی دانم که می دانی در آن سوی دیوار نوای ناله ام گم می شود اندر سکوت شب. تو می دانی که من هم در قفس مانند تو تنهای تنهایم . تو می دانی که در این زندان که نامش زندگی است اسیر و خسته و حیران و محزونم. و من بی تو غروب سرد پاییزم و می روم تا در دیار غربت و غم با درد جانکاه فراقت خو بگیرم.
اگر او را ببینم به او می گویم :
مرغ دلم در دورریت ای گل به خون تپید.
/ꑿᇋỐᇋ__اشعار%20عشقولانه__ᇋỐᇋ%20ꑿ_files/n6q05d.gif)
گروه متخصص و محققی در یک تحقیق ، سؤالی را از یک گروه کودک پرسبده بودند که پاسخ هایی که بچه ها دادند عمیق تر و متفکرانه تر از تصورات بود.
سؤال این بود:
معنی عشق چیست؟
نظر شما راجع به جواب های بچه ها چیست؟
وقتی کسی شما رو دوست داره شما رو متفاوت از بفیه می گه. وقتی اون شما رو صدا می کنه احساس می کنی که اسمت از جای مطمئنی به زبون آورده شده. بیلی_4 ساله
مادربزرگ من از وقتی آرتروز گرفته نممی تونه خم بشه و ناخن هاشو لاک بزنه، پدربزرگم همیشه این کار رو براش می کنه حتی حالا که دستاش آرتروز گرفتن. این عشقه. زبکا_8 ساله
عشق موقعیه که دختره عطر می زنه و پسره هم ادکلن و دوتایی میرن بیرون تا همدیگرو بو کنن. کارل_5 ساله
عشق وقتیه که شما برای غذا خوردن میرین بیرون و بیشر سیب زمینی سرخ شده ی خودتون رو میدید به دوستتون بدون این که انتظار داشته باشید کمی از غذای خودش رو بده به شما .کریستی_6 ساله
عشق وقتیه که مامان برای بابام قهوه درست می کنه و قبل از این که بدش به بابا امتحانش می کنه تا ببینه طعمش خوبه. دنی_7 ساله
عشق اون چیزیه که لبخند رو وقتی که خسته ای به لبت میاره. تری_4 ساله
عشق وقتیه که شما همش همدیگر رو می بوسین بعد وقتی از بوسیدن خسته شدید هنوز دوست دارید با هم باشید پس بیشر با هم حرف می زنید . مامان و بابای من دقیقا این جورین.
امیلی_8 ساله
عشق همون باز کردن کادو های کریسمسه به شرطی که یه لحظه دست نگه داری و با دقت گوش کنی. بابی _7 ساله
اگه می خوای دوست داشتن رو بهتر یاد بگیری، باید از دوستی که بیشر از همه ازش متنفری شروع کنی. نیکا_7 ساله
عشق اون موقعیه که تو به یه پسری میگی که از تیشرتش خوشت اومده ، بعد از اون روز اون همش می پوشتش. نوئل_7 ساله
عشق مثل یه پیرزن کوچولو و یه پیرمرد کوچولو می مونه که هنوز با هم دوستن حتی بعد از این که همدیگر رو خیلی خوب می شناسن. تامی_6 ساله
موقع تک نوازی پیانو، من تنهایی روی سن بودم و خیلی هم ترسیده بودم. به تمام مردمی که من و نگاه می کردند نگاه کردم و بابامو دیدم که وول می خوره و لبخند می زنه اون تنها کسی بود که این کار رو می کرد و من دیگه نترسیدم. کیندی_ 8 ساله
مامانم منو بیشتر از هر کس دیگه ای دوست داره چون هیچ کس دیگه ای شبها من و نمی بوسه تا خوابم ببره. کلر _ 6 ساله
عشق اون موقعی هست که مامان بهترین تیکه ی مرغ رو میده به بابا. الین_5 ساله
عشق زمانیه که مامان، بابا رو خندان میبینه و بهش میگه که هنوز هم از رابرت ردفورد خوشتیپ تره. کریس_7 ساله
عشق وقتیه که سگت می پره بقلت و صورتت رو لیس می زنه حتی اگه تمام روز تو خونه تنهاش گذاشته باشی. مری آن _ 4 ساله
می دونم که خواهر بزرگترم منو خیلی دوست داره ، به خاطر این که تمام لباس های قدیمی خودشو می ده به من و خودش مجبور میشه بره بیرون و لباس تازه بخره. لورن_4 ساله
وقتی شما کسی رو خیلی دوست دارید موقع حرکت از مژه هاتون ستاره های کوچولویی خارج می شن. کارل_7 ساله
دوست داشتن اون وقتی هست که مامان صدای بابا رو موقع دستشویی می شنوه ولی به نظرش چندش آور نمی یاد. مارک_ 6 ساله
و بالاخره آخریش؛
تو رقابتی که هدفش پیدا کردن مسئول ترین بچه بوده، پسر بچه ی چهار ساله ای برنده می شه.
همسایه ی دیوار به دیوار این آقا پسر یک مرد مسن بود. این آقا به تازه گی همسر خودشون رو از دست داده بودند. پسر بچه وقتی پیرمرد رو تنها در حال گریه کردن دیده بود ، به حیاط خونه ی پیرمرد وارد می شه و می پره بقلش و همون جا می مونه، وقتی مادرش ازش می پرسه که چی کار کردی ؟
میگه که هیچی. من فقط کمکش کردم تا راحت تر گریه کنه.
/ꑿᇋỐᇋ__اشعار%20عشقولانه__ᇋỐᇋ%20ꑿ_files/vndlpx.gif)
مقدس ترین کلمه ...... خدا /ꑿᇋỐᇋ__اشعار%20عشقولانه__ᇋỐᇋ%20ꑿ_files/ei8dux.gif)
زیبا ترین کلمه ...... عشق /ꑿᇋỐᇋ__اشعار%20عشقولانه__ᇋỐᇋ%20ꑿ_files/ei8dux.gif)
پر احساس ترین کلمه .... محبت /ꑿᇋỐᇋ__اشعار%20عشقولانه__ᇋỐᇋ%20ꑿ_files/ei8dux.gif)
پر معنی ترین کلمه ...... نگاه /ꑿᇋỐᇋ__اشعار%20عشقولانه__ᇋỐᇋ%20ꑿ_files/ei8dux.gif)
عالی ترین کلمه ...... دوستی /ꑿᇋỐᇋ__اشعار%20عشقولانه__ᇋỐᇋ%20ꑿ_files/ei8dux.gif)
تلخ ترین کلمه ...... جدایی /ꑿᇋỐᇋ__اشعار%20عشقولانه__ᇋỐᇋ%20ꑿ_files/ei8dux.gif)
دردناک ترین کلمه ..... خیانت /ꑿᇋỐᇋ__اشعار%20عشقولانه__ᇋỐᇋ%20ꑿ_files/ei8dux.gif)
بد ترین کلمه ..... تمسخر /ꑿᇋỐᇋ__اشعار%20عشقولانه__ᇋỐᇋ%20ꑿ_files/ei8dux.gif)
عاشقانه ترین کلمه ...... تو /ꑿᇋỐᇋ__اشعار%20عشقولانه__ᇋỐᇋ%20ꑿ_files/ei8dux.gif)
/ꑿᇋỐᇋ__اشعار%20عشقولانه__ᇋỐᇋ%20ꑿ_files/118.gif)
/ꑿᇋỐᇋ__اشعار%20عشقولانه__ᇋỐᇋ%20ꑿ_files/e9cadv.gif)
برای عشق تمنا كن ولي خار نشو./ناگفته%20دارم%20گوش%20کن%20تو%20هم%20این%20زهرتلخ%20نفرت%20و%20نوش%20کن%20آره%20تو%20راست%20می%20گی%20عشق%20بچه%20بازی%20نیست__%20همون%20بهتر%20بری%20ماروهم%20فراموش%20کن___هنوز%20حرفای_files/20shoht.gif)
براي عشق قبول كن ولي غرورتت را از دست نده ./ناگفته%20دارم%20گوش%20کن%20تو%20هم%20این%20زهرتلخ%20نفرت%20و%20نوش%20کن%20آره%20تو%20راست%20می%20گی%20عشق%20بچه%20بازی%20نیست__%20همون%20بهتر%20بری%20ماروهم%20فراموش%20کن___هنوز%20حرفای_files/20shoht.gif)
براي عشق گريه كن ولي به كسي نگو./ناگفته%20دارم%20گوش%20کن%20تو%20هم%20این%20زهرتلخ%20نفرت%20و%20نوش%20کن%20آره%20تو%20راست%20می%20گی%20عشق%20بچه%20بازی%20نیست__%20همون%20بهتر%20بری%20ماروهم%20فراموش%20کن___هنوز%20حرفای_files/20shoht.gif)
براي عشق مثل شمع بسوز ولي نگذار پروانه ببينه./ناگفته%20دارم%20گوش%20کن%20تو%20هم%20این%20زهرتلخ%20نفرت%20و%20نوش%20کن%20آره%20تو%20راست%20می%20گی%20عشق%20بچه%20بازی%20نیست__%20همون%20بهتر%20بری%20ماروهم%20فراموش%20کن___هنوز%20حرفای_files/20shoht.gif)
براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن ./ناگفته%20دارم%20گوش%20کن%20تو%20هم%20این%20زهرتلخ%20نفرت%20و%20نوش%20کن%20آره%20تو%20راست%20می%20گی%20عشق%20بچه%20بازی%20نیست__%20همون%20بهتر%20بری%20ماروهم%20فراموش%20کن___هنوز%20حرفای_files/20shoht.gif)
براي عشق جون خودتو بده ولي جون كسي رو نگير ./ناگفته%20دارم%20گوش%20کن%20تو%20هم%20این%20زهرتلخ%20نفرت%20و%20نوش%20کن%20آره%20تو%20راست%20می%20گی%20عشق%20بچه%20بازی%20نیست__%20همون%20بهتر%20بری%20ماروهم%20فراموش%20کن___هنوز%20حرفای_files/20shoht.gif)
براي عشق وصال كن ولي فرار نكن ./ناگفته%20دارم%20گوش%20کن%20تو%20هم%20این%20زهرتلخ%20نفرت%20و%20نوش%20کن%20آره%20تو%20راست%20می%20گی%20عشق%20بچه%20بازی%20نیست__%20همون%20بهتر%20بری%20ماروهم%20فراموش%20کن___هنوز%20حرفای_files/20shoht.gif)
براي عشق زندگي كن ولي عاشقونه زندگي كن ./ناگفته%20دارم%20گوش%20کن%20تو%20هم%20این%20زهرتلخ%20نفرت%20و%20نوش%20کن%20آره%20تو%20راست%20می%20گی%20عشق%20بچه%20بازی%20نیست__%20همون%20بهتر%20بری%20ماروهم%20فراموش%20کن___هنوز%20حرفای_files/20shoht.gif)
براي عشق بمير ولي كسي رو نكش ./ناگفته%20دارم%20گوش%20کن%20تو%20هم%20این%20زهرتلخ%20نفرت%20و%20نوش%20کن%20آره%20تو%20راست%20می%20گی%20عشق%20بچه%20بازی%20نیست__%20همون%20بهتر%20بری%20ماروهم%20فراموش%20کن___هنوز%20حرفای_files/20shoht.gif)
براي عشق خودت باش ولي خوب باش/ناگفته%20دارم%20گوش%20کن%20تو%20هم%20این%20زهرتلخ%20نفرت%20و%20نوش%20کن%20آره%20تو%20راست%20می%20گی%20عشق%20بچه%20بازی%20نیست__%20همون%20بهتر%20بری%20ماروهم%20فراموش%20کن___هنوز%20حرفای_files/20shoht.gif)
نميگم جاي تو روي چشمام چون اگه گريه كنم خيس ميشي/ناگفته%20دارم%20گوش%20کن%20تو%20هم%20این%20زهرتلخ%20نفرت%20و%20نوش%20کن%20آره%20تو%20راست%20می%20گی%20عشق%20بچه%20بازی%20نیست__%20همون%20بهتر%20بری%20ماروهم%20فراموش%20کن___هنوز%20حرفای_files/20sizwy.gif)
نمي گم جاي تو توي دستام چون اگر باز كنم پر ميكشي/ناگفته%20دارم%20گوش%20کن%20تو%20هم%20این%20زهرتلخ%20نفرت%20و%20نوش%20کن%20آره%20تو%20راست%20می%20گی%20عشق%20بچه%20بازی%20نیست__%20همون%20بهتر%20بری%20ماروهم%20فراموش%20کن___هنوز%20حرفای_files/20sizwy.gif)
نمي گم جاي تو توي قلبمه چون اگه بشكنه زخمي ميشي/ناگفته%20دارم%20گوش%20کن%20تو%20هم%20این%20زهرتلخ%20نفرت%20و%20نوش%20کن%20آره%20تو%20راست%20می%20گی%20عشق%20بچه%20بازی%20نیست__%20همون%20بهتر%20بری%20ماروهم%20فراموش%20کن___هنوز%20حرفای_files/20sizwy.gif)
نمي گم جاي تو توي ذهنمه چون اگه خراب بشه؛ خراب ميشي/ناگفته%20دارم%20گوش%20کن%20تو%20هم%20این%20زهرتلخ%20نفرت%20و%20نوش%20کن%20آره%20تو%20راست%20می%20گی%20عشق%20بچه%20بازی%20نیست__%20همون%20بهتر%20بری%20ماروهم%20فراموش%20کن___هنوز%20حرفای_files/20sizwy.gif)
نمي گم جاي تو توي حرفام چون اگه سكوت كنم خسته ميشي/ناگفته%20دارم%20گوش%20کن%20تو%20هم%20این%20زهرتلخ%20نفرت%20و%20نوش%20کن%20آره%20تو%20راست%20می%20گی%20عشق%20بچه%20بازی%20نیست__%20همون%20بهتر%20بری%20ماروهم%20فراموش%20کن___هنوز%20حرفای_files/20sizwy.gif)
نميگم جاي تو توي يادمه چون اگه پير بشم كهنه ميشي/ناگفته%20دارم%20گوش%20کن%20تو%20هم%20این%20زهرتلخ%20نفرت%20و%20نوش%20کن%20آره%20تو%20راست%20می%20گی%20عشق%20بچه%20بازی%20نیست__%20همون%20بهتر%20بری%20ماروهم%20فراموش%20کن___هنوز%20حرفای_files/20sizwy.gif)
من ميگم جاي تو هر كجا كه باشه، دوستت دارم./ناگفته%20دارم%20گوش%20کن%20تو%20هم%20این%20زهرتلخ%20نفرت%20و%20نوش%20کن%20آره%20تو%20راست%20می%20گی%20عشق%20بچه%20بازی%20نیست__%20همون%20بهتر%20بری%20ماروهم%20فراموش%20کن___هنوز%20حرفای_files/20sizwy.gif)
/ناگفته%20دارم%20گوش%20کن%20تو%20هم%20این%20زهرتلخ%20نفرت%20و%20نوش%20کن%20آره%20تو%20راست%20می%20گی%20عشق%20بچه%20بازی%20نیست__%20همون%20بهتر%20بری%20ماروهم%20فراموش%20کن___هنوز%20حرفای_files/20sgaba.gif)
می خواهم تا ابد عاشق بمانم/ناگفته%20دارم%20گوش%20کن%20تو%20هم%20این%20زهرتلخ%20نفرت%20و%20نوش%20کن%20آره%20تو%20راست%20می%20گی%20عشق%20بچه%20بازی%20نیست__%20همون%20بهتر%20بری%20ماروهم%20فراموش%20کن___هنوز%20حرفای_files/20shzdj.gif)
می خواهم برای عشق بخندم و برايش گريه كنم/ناگفته%20دارم%20گوش%20کن%20تو%20هم%20این%20زهرتلخ%20نفرت%20و%20نوش%20کن%20آره%20تو%20راست%20می%20گی%20عشق%20بچه%20بازی%20نیست__%20همون%20بهتر%20بری%20ماروهم%20فراموش%20کن___هنوز%20حرفای_files/20shzdj.gif)
می خواهم با عشق به خدايم برسم/ناگفته%20دارم%20گوش%20کن%20تو%20هم%20این%20زهرتلخ%20نفرت%20و%20نوش%20کن%20آره%20تو%20راست%20می%20گی%20عشق%20بچه%20بازی%20نیست__%20همون%20بهتر%20بری%20ماروهم%20فراموش%20کن___هنوز%20حرفای_files/20shzdj.gif)
می خواهم عشق را ثابت كنم/ناگفته%20دارم%20گوش%20کن%20تو%20هم%20این%20زهرتلخ%20نفرت%20و%20نوش%20کن%20آره%20تو%20راست%20می%20گی%20عشق%20بچه%20بازی%20نیست__%20همون%20بهتر%20بری%20ماروهم%20فراموش%20کن___هنوز%20حرفای_files/20shzdj.gif)
می خواهم برای عشق بميرم/ناگفته%20دارم%20گوش%20کن%20تو%20هم%20این%20زهرتلخ%20نفرت%20و%20نوش%20کن%20آره%20تو%20راست%20می%20گی%20عشق%20بچه%20بازی%20نیست__%20همون%20بهتر%20بری%20ماروهم%20فراموش%20کن___هنوز%20حرفای_files/20shzdj.gif)
می خواهم برای تو بميرم
/ناگفته%20دارم%20گوش%20کن%20تو%20هم%20این%20زهرتلخ%20نفرت%20و%20نوش%20کن%20آره%20تو%20راست%20می%20گی%20عشق%20بچه%20بازی%20نیست__%20همون%20بهتر%20بری%20ماروهم%20فراموش%20کن___هنوز%20حرفای_files/20shzdj.gif)
/ناگفته%20دارم%20گوش%20کن%20تو%20هم%20این%20زهرتلخ%20نفرت%20و%20نوش%20کن%20آره%20تو%20راست%20می%20گی%20عشق%20بچه%20بازی%20نیست__%20همون%20بهتر%20بری%20ماروهم%20فراموش%20کن___هنوز%20حرفای_files/20shzdj.gif)
باز می گردم. همیشه باز می گردم. مرا تصدیق کنی یا انکار، مرا سرآغازی بپنداری یا پایان یا حتی مرا هیچ بپنداری، من در پایان پایان ها فرو نمی روم........... مرا بشنوی یا نه، مرا جستجو کنی یا نکنی، من مرد خداحافظی همیشگی نیستم........
باز می گردم، باز می گردم. خشم زمان من بر من مرا منهدم نمی کند. من روح جاری این خاکم. من روان دائم یک دوست داشتن هستم.
صبر کن، صبر کن! آنچه نوشتم و ایمان به اینکه تو باز خواهی گشت، و آن عشق که تنها از تعلق سخن می گفت، و آن عشق که پایدار مانده بود و آن تعلق که تنها تصور بود، تصوری که شب ها را به اسارت می کشید، و آن خانه که با ناچیز ترین ذراتش تو را طلب می کرد، اینک چون آواز یک شبگرد رهگذر در یاد خانه ی متروکی منزل کرده است.
تو از صدای غربت، از فریاد قدرت، از رنگ مرگ می ترسی؟ برای دوست داشتن هر نفس زندگی، دوست داشتن دم مرگ را بیاموز......... و برای ساختن هر چیز نو، خراب کردن هر چیز کهنه را ........... و برای عاشق عشق بودن، عاشق مرگ بودن را.
عمیق ترین پاکروبی ها پیمانیست با باد. بگذار باد برود. بگذار که رستنی ها به دست خویش برویند. از تمام دروازه ها ، آن را باز بگذار که دروازه بانی ندارد، و یک طرفه است به سوی درون. از تمام لبخندها آن را بستای که جانشین گریستن شده است.
و آنها که اول سخن گفتند بعد پشیمان شدند، و آنها که نگفتند و پشیمان شدند. ندامت یک لغت بود در زیر آفتاب و باران و تاریکی. و سال ها مجموع باران و آفتاب و تاریکی بود، و این ها رنگ ندامت را شستند. برای چه پشیمان باید بود؟ برای همه ی آنچه از دست رفته است؟ یا برای آن چه بدست آمدنی نبود؟ و یا برای قصه ای که در پایانش رسیدیم و هیچکس در باره ی آغازش سخنی نگفت؟ برای رود ها و صدای جوشیدن آب؟ ..... برای تو؟........ در تالار بزرگی، هر ندامت، از دست رفته ها و به دست نیامده ها در کنار هم می رقصند.
احساس رقابت، احساس حقارت است. بگذار که هزار تیرانداز به روی یک پرنده تیر بیندازد. من از آن که بر آن دو انگشت باشد ، انگشت بر می دارم . رقیب، یک آزمایشگر حقیر بیشتر نیست. بگذار آن چه از دست رفتنیست از دست برود. تو در قلب یک انتظار خواهی پوسید. من این را بارها تکرار کرده ام. و چیزی نیست که من از آن با تو سخن نگفته باشم. چیزی نیست که بر کنار مانده باشد. از آن مرد که بر زین نشسته بود و پای خسته اش رکاب را به گردش در می آورد و با این همه، مقصدی نداشت، و از آن پیر زن که پول خرد هایش را می شمارد. از آن رهگذر که چشمهایش چراغ های روشن قصر ها را به یاد می آورد. و آن رهگذر که جز خودش چیزی را زنده نمی کرد. از آن مرد راه گم کرده که خیس باران بود و ما آواز شمالی اش را دوست می داشتیم.
آهنگ ها تنهایی را تسکین می دهند، اما تسکین تنهایی ، تسکین درد نیست. در کنار بیگانه ها زیستن در میان بی رنگی و صدا زیستن است. اینک اصوات، بی دلیل جاری شدگان در فضا هستند. وقتی همه می گویند، هیچ کس نمی شنود. به خاطر داشته باش! سکوت، اثبات تهی بودن نمی کند. اینک آنکه می گوید، تهیست و رفتگران بی دلیل نیست که شب را انتخاب کرده اند.
اینک نامه ای که بر دیوار سیاه شب حک شده اعلام می دارد. لحظه های ماندنی، دردناک و دود اندود. لحظه هایی که هیچ کس حارس جایگاه خویش نیست ، لحظه ای که پیرایه ها زدودنی ست. روح، خالص و تنها، زنگ خوردگی را احساس می کند. و آرزو که زیوری است صبر آفرین، چون پرده های کهنه ی قصر های نیم سوخته در یک حریق، دیگر تالار اندیشه های تو را نخواهد آراست.
باز می گردم. همیشه باز می گردم. مرا تصدیق کنی یا انکار، مرا سر آغاز بدانی یا پایان، من در پایان پایان ها فرو نمی روم. مرا بشنوی یا نه، مرا جستجو کنی یا نکنی، من مرد خداحافظی همیشگی نیستم.
باز می گردم . همیشه باز می گردم. خشم زمان من، مرا منهدم نمی کند. من روح جاری خاکم. من روان دائم یک دوست داشتن هستم.
هر آشنایی تازه، یک اندوهی تازه است. .............. مگذارید که نام شما را بدانند و به نام بخوانندتان. هر سلام، سرآغاز دردناکه یک خداحافظی است.
میان بیگانگی و یگانگی هزار خانه است. آنکس که غریب نیست شاید که دوست نباشد. مثل من.

** تویی اون ستاره ای که
شب از آسمون می چیدم
رنگ خوب عاشقی رو
تو چشای تو میدیدم
آخرین بهونه ی من
واسه ی نفس کشیدن
تو چشای مهربونت
رنگ عاشقی رو دید ن
توی باغ مهربونی
گل ها از تو جون گرفتن
انتظار لحظه ها رو
روی گلبرگ ها نوشتن
من همون غریق تنهام
که اسیر موج دریاست
توی دریایی که موجاش
مثل موهای تو زیباست
تو کویر خستگی ها
نمی شه بی تو بمونم
با حریم سبز چشمات
خشکی رو از دل می رون





** از میان تمامی نواهای زمینی
نوایی که به دورترین نقطه در آسمان راه می یابد
موسیقی موزون قلب عاشق است
عشق دود زندگی در جهان است
میندیش که با دیدن جویباری کوچک
یا با رسیدن به نخستین چشمه ی حقیر
« عشق را شناخته ای»

** دیگر از هر چه هست بیزارم
مثل ابر بهار می بارم
برو ای آن که بعد دیدارت
گره افتاد در همه کارم
پدرم با نگاه خود می گفت
لایق لای جرز دیوارم
مادرم مدتیست می گرید
چون گمان می کند که تب دارم
دیگر این روز ها خودم دارد
باورم می شود که بیمارم
یک نفر گفت خوب خواهم شد
به فراموشی ات که بسپارم
گفتم ای عشق اگر بعد از این
بدهی مثل قبل آزارم
به تمامی حرمتت سوگند
روی قلبت گلوله می کارم
به تو هرچند سخت مدیونم
به خودم بیشتر بدهکارم
هر چه بر من گذشت، حقم بود
من از این بیشتر سزاوارم
تو گناهی نداری ای زیبا
مرگ بر من که دوستت دارم

** باید از این دنیا رفت
در این جا همه چیز تکراریست
اینجا عشق و محبت مرده
اینجا طبیعت مرده
باید رفت باید رفت
باید رفت به دنیای دگر
که محبت باشد
من به جای دگر می خواهم رفت
که در آن عشق به وسعت دریا باشد
باید رفت به جای دگر
که در آن پنجره ی دل
به روی گل سرخ باز می شود
و در آن
هیچکس به خود اجازه ی دلشکستن نمی دهد
می خواهم بمیرم
تا شاید در دنیای ابدیت کسی باشد که بتواند درکم کند
و در جواب عشق نگوید :
نه
** همیشه پاره ای از حرف های من با توست
همیشه دست نیازم خدای من ، با توست
من از دریچه ی شب های قدر لبریزم
ولی گشودن زنجیر های من با توست
نه من توام، نه تو من، هم تو در منی هم من
بخوان جمال و جلالت، لوای من با توست
مرا ببر به تماشای کاخ های قشنگ
به کوه های بلندی که جای من با توست
همین که از تو بگویم برای من کافیست
همین که پاره ای از حرف های من با توست
خداوندا کمکم کن تا بتوانم به آرزوی خود برسم
سر به روی شانه های مهربانت می گذارم
عقده ی دل می گشاید گریه ی بی اختیارم
شانه هایت را برای گریه کردن دوست دارم
بی تو بودن را برای با تو بودن دوست دارم
خالی از خودخواهی من
بر تر از آلایش تو
من تو را بالا تر از تن
بر تر از من دوست دارم
شانه هایت را برای گریه کردن دوست دارم
عشق صدها چهره دارد
چشمه توآینه دار عشق
عشق را در چهره ی ، آیینه دیدن دوست دارم
در خموشی چشممان
قصه ها گفت گفت وگو کرد
من تو را در جذبه ی مهراب دوست دارم
من تو را بالا تراز تن ، برتر از من دوست دارم
در هوای دیدنت
یک عمر در چله نشستم
چله را در مقدم عشقت شکستن دوست دارم
بغض سرگردون ابرم
قله ی آرامشم کرد
شانه هایت را برای گریه کردن دوست دارم
بی تو بودن را برای با تو بودن دوست دارم
